الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : منفرد )

120

گزيده مفتاح الفلاح ( كليد رستگارى ) ( فارسى )

هنگامى كه نماز گزارد و سپس سجدهء شكر به‌جا آورد ، پروردگار حجاب بين او و ملائكه را بگشايد و گويد : اى ملائكهء من ! بنده‌ام را بنگريد ، واجب مرا انجام داد و عهد و پيمانم را تمام كرد و سجدهء شكر بر نعمت‌هايى كه به او داده‌ام ، برايم به جا آورد . ملائكهء من ! بنده‌ام پاداشش چيست ؟ ملائكه گويند : پروردگارا ! رحمت تو . سپس پروردگار تعالى گويد : ديگر پاداشش چيست ؟ ملائكه گويند : پروردگارا ! بهشت تو . پس پروردگار تعالى گويد : ديگر چه‌چيز ؟ ملائكه گويند : پروردگارا ! كفايت مهماتش . باز پروردگار تعالى گويد : ديگر چه‌چيز ؟ آن‌گاه هيچ خيرى نمىماند ، مگر اين‌كه ملائكه گفته‌اند . سپس خداى تعالى گويد : ملائكهء من ! ديگر چه‌چيز ؟ ملائكه گويند : پروردگارا ! ما نمىدانيم . پس خداى تعالى گويد : او را همان‌گونه كه مرا سپاس گفت ، سپاس گويم و با فضل خود به او عنايت كنم و رحمتم را به او نشان دهم « 1 » . و مستحب است تعقيب طولانى شود . شيخ صدوق در فقيه همچنين روايت كرده است كه : امام كاظم عليه السّلام بعد از نماز صبح به سجده مىرفت و سر بر نمىداشت « 2 » تا اين‌كه روز بالا مىآمد « 3 » « 4 » .

--> ( 1 ) - كتاب من لا يحضره الفقيه : 1 / 333 - 334 . ( 2 ) - ممكن است گمان شود كه اين روايت دلالت دارد كه آن حضرت در سجدهء دوم شكر طول مىداد و اين صحيح نيست ؛ چون بين دو سجدهء شكر فاصله‌اى با سر برداشتن وجود ندارد ، و در بين دو سجده فقط با گذاشتن دو گونه بر زمين ، سر بر نداشتن صدق مىكند . مؤلف . ( 3 ) - گفته مىشود سجدتاالشكر به تثنيه و سجدة الشكر به افراد كه تعبير اول با در نظر گرفتن فاصله به گذاشتن دو گونه‌ها مىباشد و تعبير دوم با در نظر گرفتن سر بر نداشتن بين دو سجده است كه مثل اين است كه هر دو سجده يك سجده است و شايد منظور از آنچه در اين روايت آمده است كه آن حضرت سر بر نمىداشت تا روز بالا مىآمد ، اين باشد . مؤلف . ( 4 ) - كتاب من لا يحضره الفقيه : 1 / 332 .